عاقبت یک روز مغرب محو مشرق میشود


عاقبت غربی ترین دل نیز عاشق میشود


شرط می بندم که فردایی ، نه خیلی دیر و دور


مهربانی ، حاکم کل مناطق میشود

        
هم زمان سهمیه دلهای دلتنگ و صبور

 
هم زمین ارثیه جانهای لایق میشود

 
قلب هر خاکی که بشکافند ، نشانش عاشقی است


هر گلی که غنچه زد ، نامش شقایق میشود


با صداقت آسمان سهمی برابر میدهد


با عدالت خاک تقسیم خلایق میشود


عقل هم با عشق یک نوعی موافق میشود


عقل اگر گاهی هوادار جنون شد ، عیب نیست


گاه گاهی عشق هم همرنگ منطق میشود


صبح فردا موسم بیداری آینه هاست


فصل فردا نوبت کشف حقایق میشود


دست کم یک ذره در تاب و تب خورشید باش


لااقل یک شب بگو کی صبح صادق میشود


میرسد روزی که شرط عاشقی ، دلدادگی است


آن زمان هر دل فقط یک بار عاشق میشود