با چشات میخندی اما تو دلت یه چیز دیگس ،
بهم میگی عزیزم و حیف ، تو دلت عزیز دیگس !
پنهونش نکن می فهم …
میدونم که اشتباه نیس ،
هر چی باشه اونو میخوای ،
عزیزم این که گناه نیس …
اگه میتونه غریبه تو رو خوشبخت کنه یارم …
دستتو خودم با شادی توی دست اون میذارم
میگذرم از دلت اما ، این تو خاطرت بمونه
واسه یارت کم نذاری ، بی تو یارت نمی تونه
بهش نگو حتی که دستات یه روزی پناه من بود ….
صورت ماه و قشنگت یه زمونی ماه من بود
من که عاشقم می فهمم ،
سخته اینا رو شنیدن …..
سخته تو چشمای یارت ،عشقه یه غریبه دیدن
من که عاشقم می فهمم ،
چقدر سخته نباشی ،
مرگ ِ واسش که با یه غریبه آشنا شی
برو خوش باش نازنیم ، من خوشم به دل خوشیهام
بگذر از شکستن من ، دستشو بگیر تو دستهات
+ نوشته شده در یکشنبه یکم خرداد ۱۳۹۰ ساعت ۱۲ ب.ظ توسط زيبا
|
بین نام من و تو ....