مي روم با كوله بار عاشقي ها مست مست

با كه گويم راز عشق ، عشق پشتم را شكست

لحظه ها را مي شمارم تا فراموشش كنم

گرچه اين را مي دانم كه غيرممكن است

كاش هرگز نمي ديدم تو را اي واي نه

طاهرم از عشق لرزان و دلم پيش تو مست

بعد از من و تو سكوت مي ماند و عشق

يك دشت كوير لوت مي ماند و عشق