باز امشب از خيال تو غوغاست در دلم
آشوب عشق آن قد و بالاست در دلم
خوابم شکست و مردمك چشمم به خون نشست
تا فتنه ي خيال تو برخاست در دلم
خاموشي لبم نه ز بي دردي و رضاست
از چشم من ببين که چه غوغاست در دلم
من ناي خوش نوايم و خاموشم اي دريغ
لب بر لبم بنه که نواهاست در دلم
دستي به سينه ي من شوريده سر گذار
بنگر چه آتشي ز تو برپاست در دلم
آشوب عشق آن قد و بالاست در دلم
خوابم شکست و مردمك چشمم به خون نشست
تا فتنه ي خيال تو برخاست در دلم
خاموشي لبم نه ز بي دردي و رضاست
از چشم من ببين که چه غوغاست در دلم
من ناي خوش نوايم و خاموشم اي دريغ
لب بر لبم بنه که نواهاست در دلم
دستي به سينه ي من شوريده سر گذار
بنگر چه آتشي ز تو برپاست در دلم
+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم خرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۲ ب.ظ توسط زيبا
|
بین نام من و تو ....