با خیال تو اوج می گیرم ،‌سبز می شوم و بالا می روم ....

می خواهم با تو تا بی نهایت پرواز کنم ....

 دل دریایی ات آبی ام می کند ....

غرق می شوم در آب زلالت ....

 امید دارم ، امیدوارم ....به زندگی ، به خودم ، به ....

و  "عشق "  به من انرژی می دهد  و صورتی ام می کند ....

آه .... نیستی ... وقتی نیستی ..!

نه ...!!

اینها فکرهای خاکستری ست که گاه می خواهد در ذهنم حک شود اما نیامده ،

پاک می شود ...

 با تو می نویسم ... با تو از بودن می نویسم ... از لبخنــــد ... از زندگی...

از خدا ... و نورانی می شوم...

 گرمای محبتت .... داغم می کند ..... نارنجی می شوم ....

قلبم را از کینه ،‌ نفرت و هر آنچه که مانع از رسید به توست پاک می کنم ...

سپید می شوم...

 و عشق تو سرخم می کند ....