امشب کسی که ، خودش هم عین نامش غمگین بود ، از عشق سرخ به من آموخت
که گاهی انسان می گرید ، بدون آنکه چشمانش خیس شود !
و تنها علامت گریه ، ترشدن چشم نیست و من اندکی بعد از خودم ،
دلتنگ شدم که کسانی که بی چشم خیس گریه می کنند ابری ترند ،
سبک هم نمی شوند ، دست و دلشان هم نمی لرزد ، اشک هم که نمیریزند
پس خیالشان ناراحت ترست .
برای او دعا می کنم ، که مثل خودش باشد نه اسمش .
جوری نیست که برایش نامه بنویسم !
این چند خط را هم محض شگفتی ام نوشتم ازاین مبتلا شدن !
برایش تنها دعا می کنم .
عزیز است ، چون سرخ است ، عین حقیقت و عین مقدساتم
+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم خرداد ۱۳۸۹ ساعت ۲ ب.ظ توسط زيبا
|
بین نام من و تو ....