سهم من از عشق تو
زخم شاخه ی یاس نیست
سهم من
سهم من خواب بهاری روی گلبرگ پونه هاست..
باید تو را غریبه ی ساحل نشین نوشت
دریا تو را به سهم خودش این چنین نوشت
با من بگو چقدر بزرگی که کهکشان
دنباله ی تو را نقطه چین نوشت
نمی سوزد آفتاب از این پس عجیب نیست
اینسان که باغ عشق تو را بر جبین نوشت
بوی نم کشیدن ثانیه ها می آید
بوی نمناک درختان شاید
بوی آن قصه ی ناگفته ی دل
که لب پنجره ی چشمانت
لب گفتن نگشادست به من،
به نگاهی
همیشه در کنار تو
بی شاتوتی آن دلهره ی دیدار است
بوی ترد گرمی دستانی
در فضا سرشار است....
+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم خرداد ۱۳۸۹ ساعت ۳ ب.ظ توسط زيبا
|
بین نام من و تو ....