روزی خواهم آمد و پیامی خواهم آورد

 

                 در رگ ها نور خواهم ریخت

 

                                                و صدا خواهم در داد

 

ای سبدهاتان پر ز خواب ، سیب آوردم سیب سرخ خورشید

 

خواهم آمد گل یاسی به گدا خواهم داد

 

کور را خواهم گفت : چه تماشا دارد باغ ؟

 

هر چه دشنام از لب ها خواهم برچید

 

هر چه دیوار از جا خواهم برکند

 

رهزنان را خواهم گفت : کاروانی آمد بارش لبخند

 

من گره خواهم زد چشمانم را با خورشید

 

                           ـ دل ها را با عشق

 

                                        ـ سایه ها را با آب

 

                                      ـ شاخه ها را با باد

 

و بهم خواهم پیوست خواب کودک را با زمزمه زنجیرها

 

خواهم آمد ، سر هر دیواری میخکی خواهم کاشت

 

                    ـ  آشتی خواهم داد

 

                                     ـ  راه خواهم رفت

 

                                                 ـ دوست خواهم داشت

روزی خواهم آمد

 

 

 

           

 

 

نبودنت بهترین بهانه است برای اشک ریختن ...

ولی کاش بودی تا اشکهایم از شوق دیدارت سرازیر میشد ...

کاش بودی ودستهای مهربانت مرهم دلتنگیها و نبودنهایت میشد ...

کاش بودی تا سر به روی شانه های مهربانت می گذاشتم

و دردهایم را به گوش تو میرساندم ...

 

بدون تو عاشقی برایم عذاب است

میدانم که نمیدانی بعد از تو دیگر قلبی برای عاشق شدن ندارم...

کاش میدانستی که چقدر دوستت دارم وبیش ازعشق برتوعاشقم...

میدانی که اگر از کنارم بروی لحظه های زندگی برایم پر از درد و

 

عذاب میشود ؟؟؟

میدانم که نمیدانی بدون تو دیگربهانه ای نیست برای ادامه ی زندگی

 

جزانتظار آمدنت ...

 ...انتظار

شش حرف و چهار نقطه ! کلمه کوتاهيه 

 

اما معنيش رو شايد سالها طول بکشه تا بفهمي !

توی اين کلمه کوچیک ده ها کلمه وجود داره که تجربه کردن

 

هر کدومش دل شير مي خواد!

تنهايي ، چشم براه بودن ، غم ، غصه ، نا اميدي ، شکنجه رو حي ، 

 

دلتنگی ، صبوری ، اشک بیصدا ، هق هق شبونه ؛ افسردگي ،

 

پشيموني ، بي خبري و دلواپسي ....

براي هر کدوم از اين کلمات چند حرفي که خيلي راحت به زبون

 

مياد وخيلي راحت روي کاغذ نوشته ميشه ، بايد زجر وسختيهايي

 

رو تحمل کرد

تا معاني شون رو فهميد و درست درکشون کرد  !!!

متنفرم از هر چیزی که زمان را به یاد من میاورد ... 

 

و قبل از همه ی اینها متنفرم

از انتظار ...

از انتظار متنفـرم ....

 

 

 

این دیوانگیست 

 

که از همه گلها ، رز تنها به خاطر اینکه خار یکی از آنها در

 

زمستان به دستمان فرو رفته است متنفر باشیم 

 

که همه رویاهای خود را ، تنها به خاطر اینکه یکی از آنها به

 

حقیقت نپیوسته است ، رها کنیم 

 

این دیوانگیست 

 

که امید خود را به همه چیز از دست بدهیم ، به خاطر اینکه در

 

زندگی با شکست مواجه شده ایم 

 

این دیوانگیست 

 

که ازتلاش وکوشش دست بکشیم به خاطر اینکه یکی ازکارهایمان

 

بی نتیجه مانده است 

 

این دیوانگیست 

 

که همه دستهایی را که برای دوستی به سوی ما دراز می شوند

 

به خاطر اینکه یکی از دوستانمان رابطه مان را زیر پا گذاشته است

 

رد کنیم 

 

این دیوانگیست 

 

که هیچ عشقی را باور نکنیم ، به خاطر اینکه در یکی از آنها به

 

ما خیانت شده است 

 

به امید اینکه در مسیر خود هرگز دچار این دیوانگی ها نشویم 

 

به یاد داشته باشیم ک همیشه : شانس های دیگری هم هستند ،

 

عشق های دیگری هم هستند ، دوستی ها دیگر هم هستند ،

 

نیروی های دیگر هم هستند ، تنها باید قوی و پراستقامت باشیم

 

                    « و همه روزه در انتظار روزی بهتر

 

                     و شـادتر از روزهـای پیش باشـیم »

 

  

 

دلم برای کسی تنگ است که دل تنگ است …

دلم برای کسی تنگ است که طلوع عشق را به قلب من هدیه می دهد …

دلم برای کسی تنگ است كه با زیبایی کلا مش مرا در عشقش غرق می کند …

دلم برای کسی تنگ است که تنم آغوشش را می طلبد …

دلم برای کسی تنگ است که دستانم دستان پر مهرش را می طلبد …

دلم برای کسی تنگ است که سرم شانه هایش را آرزو دارد …

دلم برای کسی تنگ است که گوشهایم شنیدن صدایش را حسرت می کشد …

دلم برای کسی تنگ است که چشمانم ، چشمانش را می طلبد …

دلم برای کسی تنگ است که مشامم به دنبال عطر تن اوست …

دلم برای کسی تنگ است که اشکهایم را دیده …

دلم برای کسی تنگ است که تنهاییم را چشیده …

دلم برای کسی تنگ است که سرنوشتش همانند من است …

دلم برای کسی تنگ است که دلش همانند دل من است …

دلم برای کسی تنگ است که تنهاییش تنهایی من است …

دلم برای کسی تنگ است که مرهم زخمهای کهنه است …

دلم برای کسی تنگ است که محرم اسرار است …

دلم برای کسی تنگ است که راهنمای زندگیست …

دلم برای کسی تنگ است که قلب من برای داشتنش عمرها صبر می کند …

دلم برای کسی تنگ است که دوست نام اوست …

دلم برای کسی تنگ است که دوستیش بدون « تا » است …

دلم برای کسی تنگ است که دل تنگ دل تنگی هایم است …