شاید آن روز که سهراب نوشت زندگی اجباری است
دلش از غصه حزین بود و غمین
حال من می گویم
زندگی یک در و دروازه و دیوار که نیست
که نشد بال زد و پرواز کرد
زندگی اجبار نیست
زندگی بال و پری دارد و مهربان تر از مهتاب است
تو عبور خواهی کرد
از همان پنجره ها
با همان بال و پر پروانه

به همان زیبایی
به همان آسانی
زندگی صندوقچه ی اصرار پرستوها نیست
زندگی آسان است
بی نهایت باید شد تا آن را یافت
زندگی ساده تر از امواج است
پس بیا تا بپریم
و تا شبنم آرامش صبح
تا صدای پر مرغان اقاقی بال و پر باز کنیم
تا توانیم که ازاول آغاز کنیم و تا نهایت برویم
+ نوشته شده در شنبه ششم آبان ۱۳۹۱ ساعت ۵ ب.ظ توسط زيبا
|
بین نام من و تو ....