تنها :

اشك نوشين مرا

چه كسي خواهد يافت

زير گلدان ترك خورده دشت

اين قطره ناچيز

چنين وامانده

بين تصميم من و جاذبه قدرت عشق

حس نزديكي

بين من و رنگ خاكستري خاطره هاست

دل من دريايي ؟ نه دلم خالي از عطش سبز بهار

دوست دارم

دوست بدارم تو را

چون حس غريبانه ديوارها ....