دوستی
ميتوان با دستهايت دوست شد
با تو تا بينهايت دوست شد
ميتوان در چشمهايت رخنه كرد
دست كم با اشكهايت دوست شد
ميتوان فهميد چشمان تو را
با نگاه آشنايت دوست شد
يا شبي تا اوج آواز تو رفت
بعد آنجا با صدايت دوست شد
پا پس از يك جستجوي مختصر
لاي شببو با خدايت دوست شد
+ نوشته شده در پنجشنبه ششم خرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۰ ق.ظ توسط زيبا
|
بین نام من و تو ....