شرمي اگر نبود

صدايي نمي‌رسيد

شوقي اگر نبود

چشمي به آفتاب خيره نمي‌شد

مرگي اگر نبود

شعري براي خاطر دلتنگي

بر سنگها نوشته نمي‌شد

اي عشق من !

آيا اگر تو از تپش باغهاي نور

تا انزواي من نيامده بودي

روياي من در خواب سرخ ماه فرو مي‌رفت ؟

آيا صداي من

تا مرز آفتاب

بر فرداي جستجو مي‌رفت ؟